قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1377

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال صد و شصت و ششم از رحلت خير البشر و در سال صد و شصت و ششم از رحلت خير البشر ، عليه و آله التحيّة من الملك الأكبر ، يحيى بن عبد اللّه المحصن بن حسن مثنّى بن حسن بن امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب ، عليه السّلام ، در ميان ديالمه « 1 » ظهور كرد و خلقى بسيار در ظلّ رأيت او جمع گشتند . رشيد از شنيدن اين سخن ، بسيار ملول گشت و فضل بن يحيى را با پنجاه هزار سوار به دفع او نامزد كرد . فضل در اثناى راه مكرّر نامه‌ها به يحيى نوشت و او را از بأس و سطوت هارون تخويف مىنمود و به لطف و عاطفت او اميدوار مىگردانيد . پس يحيى به صلح راغب گشته كسى نزد فضل فرستاده پيغام داد كه : من از سر مخالفت مىگذرم به شرطى كه تو امان‌نامه به جهت من به خط رشيد بستانى بر آن وجهى كه من بتفصيل نوشته به خدمت فرستاده‌ام . پس فضل اين معنى را قبول كرده خط يحيى را نزد رشيد فرستاد و رشيد از اين سبب ، بسيار مسرور و مبتهج گشته آنچه يحيى نوشته بود به خط خود نوشته و خطوط اكابر بنى هاشم و علما و مشايخ بر آن ثبت نموده « 2 » آن نامه را با اصناف هدايا و تحف نزد فضل فرستاد و فضل مجموع آنها را پيش يحيى فرستاد و يحيى از روى اطمينان خاطر به لشكرگاه فضل آمده به اتّفاق او متوجّه بغداد گشت . رشيد مقدم يحيى را نعمت غير متوقع دانسته به صلات گرانمايه و انعامات بلانهايه او را سرافراز ساخت . فضل برمكى به واسطهء اين خدمت پسنديده نيز منصبى ارجمند يافت .

--> ( 1 ) . منظور ديلمان است . ( 2 ) . از جمله فقرات پيشنهاد يحيى بن حسن به صلح ، گواهى تعدادى از قضات و فقها و رجال عمدهء بنى هاشم مخصوصا عبد الصّمد بن على بود ؛ هندو شاه ، تجارب السّلف ، ص 138 .